الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

245

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

قسم ، شترى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله بر آن سوار بود در جلوى من حركت مىكرد و آن قدر سريع مىرفت كه از همه جلو مىزد . هنگامى كه گرماى هوا شديد مىشد ، يك تكيه ابر كه همانند برف سفيد بود ، بر بالاى سرش قرار مىگرفت و همراه او سير مىكرد و از او جدا نمىشد . « 1 » حميرى در قرب الاسناد با سندى از امام كاظم عليه السّلام نقل مىكند كه در مورد معجزات قبل از بعثت فرمود : آن حضرت به همراه كاروانى به سوى شام حركت كرد و هنگامى كه به نزديكىهاى دير بحيراى ترسا رسيدند ، در كنار آن فرود آمدند . بحيرا به كتاب‌هاى پيشين آگاه بود و در تورات خوانده بود كه محمد صلّى اللّه عليه و آله از كنار دير او خواهد گذشت و الآن همان زمان است ؛ بنابراين افراد كاروان را به غذا دعوت كرد و خودش در جست و جوى فردى بود كه صفات ذكر شده در تورات را در او ببيند ، اما او را نيافت . پس به آنها گفت : آيا كسى نزد اثاث‌هاى شما باقى مانده است ؟ گفتند : بچهء يتيمى باقى مانده است . بحيرا بيرون رفت تا از احوالش مطّلع گردد . او ديد كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله خوابيده و ابرى بر بدنش سايه افكنده است . پس به افراد كاروان گفت : برويد و طفل يتيم را هم بياوريد . وقتى كه او را به سوى دير مىآوردند ، ابر هم با او مىآمد و بر بدنش سايه افكنده بود ! بحيرا آنان را از شأن و مقام محمّد صلّى اللّه عليه و آله آگاه كرد و گفت كه او به زودى به پيامبرى مبعوث خواهد شد و حالت و صفات او را توضيح داد . « 2 » ( 1 ) در تفسيرى كه به امام حسن عسكرى عليه السّلام منسوب است از قول پدرش امام هادى عليه السّلام آمده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به عنوان شريك خديجه دختر خويلد براى تجارت به شام مىرفت و فاصلهء مكه تا بيت المقدس به اندازهء يك ماه بود . در اين مسير دشت‌هايى وجود داشت كه بسيار گرم بود و در آن بادهاى شديد مىوزيد و گرد و خاك و شن را به چهرهء مسافران مىپاشيد . در اين ميان خداوند متعال ابرى را مىفرستاد تا بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سايه اندازد و به همراه او حركت كند و او را از سوزش آفتاب حفظ نمايد . بادهايى كه گرد و خاك به همراه داشتند ، وقتى به محمد صلّى اللّه عليه و آله مىرسيد ، آرام مىشد و به صورت نسيمى سرد بر وى مىوزيدند . به طورى كه افراد قافله‌هاى قريش مىگفتند : در پناه محمّد صلّى اللّه عليه و آله بودن بهتر از به چادر رفتن است . براى همين به كنارش مىرفتند و به او پناه مىبردند و نسيم به آنها مىوزيد ، اگر چه آن تكّه ابر تنها بر او سايه مىانداخت . « 3 »

--> ( 1 ) . إكمال الدين ، ص 178 و الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 71 ، حديث 130 و بحار الانوار ، ج 15 ، ص 214 . ( 2 ) . قرب الاسناد ، ص 251 ، حديث 1232 . ( 3 ) . تفسير امام ، 60 ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 17 ، ص 308 هم آمده است .